اسلام ستیزی در غرب

 از اینکه این وبلاگ را برای خواندن انخاب کردید متشکریم

در ابتدا  امیدوارم که حال شما خوب باشه

امیدواریم که بتوانیم نهایت پاسخ خود را به این صهیونیست ها بدیم چون اونا قصد دارن اسلام رو نابود کنن پس لطفا اگه مشکلی در وبلاگ می بینین به من اطلاع بدین اگر هم شبه ای دارین می توانید به من در قسمت نظرات بگذارید و اگر هم انتقاد، پیشنهاد و نظری دارین میتونین به من در قسمت نظرات در میان بگذارید متشکرم

 لطفا پس از استفاده از مطلب نظر خود را اعلام کنید.

منتظر نظرات و ایمیلهای شما عزیزان هستم

با تشکر از همه شما سروران گرامی

مدیر وبلاگ:ابوالقاسم حیدری نژاد

نوشته شده در یک شنبه 28 خرداد 1398برچسب:,ساعت 19:35 توسط ابوالقاسم حیدری نژاد| |

  در این کلیپ جدید استاد رائفی پور یکی از راههایی که منجر به بیشتر شدن ولایت پذیریمون نسبت به امام زمان عج را توضیح می دهند
این کلیپ را که به مدت حدودا دو دقیقه است، می توانید در لینک زیر مشاهده و دانلود نمایید

کلیپ «از حالا تمرین ولایت پذیری کنیم» استاد رائفی پور+پخش آنلاین و لینک دانلود

نوشته شده در شنبه 25 شهريور 1391برچسب:,ساعت 17:20 توسط ابوالقاسم حیدری نژاد| |

 اگر دوست دارید اطلاعات بیشتری در مورد این فیلم جدید که بی شرمی رو در مورد نبی مکرم اسلام حضرت محمد ص به نهایت رسونده داشته باشید، به لینک زیر یک سری بزنید

 



اگر دوست دارید به برخی شبهات مطرح شده در این فیلم یک جواب علمی و مستند بشنوید به لینک زیر یک سری بزنید

پاسخ به شبهات فیلم‌موهن درباره همسران پیامبر(ص)




اگر دوست دارید یک مداحی عربی زیبا و قشنگ در مورد این بی احترامی اخیر بشنوید ، می تونید یک مداحی میثم مطیعی را بشنوید

 
 
 
برای دانلود فایل صوتی بر روی لینک زیر کلیک کنید.
 
متن و ترجمه اش را هم در زیر می تونید مشاهده کنید

 
 
 
سامَ النبیَّ المشرکونَ جمیعَ أنواعِ العذاب
أوصی أبولهبٍ لئیمَهُمُ بفاحشةٍ و عاب

  تبّت یدا ... تبّت،أبی لهبٍ و تب 
 
یصلی، سیصلی ناره ذات لهب

و کذاک أغری زوجَه لتطوفَ من بابٍ لِباب
ترمي علی دربِ النبیِّ الشّوکَ ، تبتَکِرُ الصِّعاب

 
  تبّت یدا ... تبّت،أبی لهبٍ و تب 
 
یصلی، سیصلی ناره ذات لهب

حمّالةُ الحطبِ اللعینةُ لم تَکُفَّ عنِ السِباب
و هناکَ صِبیانٌ یَذُرّون الحجارةَ و التُّراب

 
  تبّت یدا ...تبّت، أبی لهبٍ و تب 
یصلی، سیصلی ناره ذات لهب 

في وجهِ أتباعِ الرّسولِ ، و ما یصدُّهمُ جواب
والمشرکون یُطاردونَ المسلمینَ و من أناب

 
 تبّت یدا...  تبّت، أبی لهبٍ و تب 
یصلی، سیصلی ناره ذات لهب
 
 

 
 
ترجمه شعر:
مشرکان طعم همه گونه عذاب و رنج را به پیامبر چشاندند.
"ابولهب" فرومایگانشان را به کارهای زشت و ناپسند در باره رسول خدا سفارش می کرد
و از همسرش نیز می خواست تا از این در به آن در بشتابد و خار و هیزم بر سر راه پیامبر بگذارد و سختی های مختلف را برای رسول خدا فراهم سازد.
آن زن هیزم کش ملعون از بدگویی و ناسزاگویی به پیامبر اکرم دست بر نمی داشت.
و کودکانی بودند که سنگ و خاک به روی پیروان پیامبر می ریختند و هیچکس جلودارشان نمی شد و مشرکان ، مسلمانان و مؤمنان را تعقیب می کردند تا مجازات کنند


 
آخر از همه این روزها دعای بیشتر برای فرج آل محمد (ص) فراموش نشود
نوشته شده در شنبه 25 شهريور 1391برچسب:,ساعت 17:15 توسط ابوالقاسم حیدری نژاد| |

  دختر کوچکی هر روز پیاده به مدرسه می‌رفت و بر می‌گشت. با اینکه آن روز صبح هوا زیاد خوب نبود و آسمان نیز ابری بود، دختر بچه طبق معمولِ همیشه، پیاده بسوی مدرسه راه افتاد.

بعد از ظهر که شد، ‌هوا رو به وخامت گذاشت و طوفان و رعد و برق شدیدی درگرفت.

مادر کودک که نگران شده بود مبادا دخترش در راه بازگشت از طوفان بترسد یا اینکه رعد و برق بلایی بر سر او بیاورد، تصمیم گرفت که با اتومبیل بدنبال دخترش برود. با شنیدن صدای رعد و دیدن برقی که آسمان را مانند خنجری درید، با عجله سوار ماشینش شده و به طرف مدرسه دخترش حرکت کرد.

اواسط راه، ناگهان چشمش به دخترش افتاد که مثل همیشه پیاده به طرف منزل در حرکت بود، ولی با هر برقی که در آسمان زده میشد ، او می‌ایستاد ، به آسمان نگاه می‌کرد و لبخند می زد و این کار با هر دفعه رعد و برق تکرار می‌شد.

زمانیکه مادر اتومبیل خود را به کنار دخترک رساند، شیشه پنجره را پایین کشید و از او پرسید: چکار می‌کنی؟ چرا همینطور بین راه می ایستی؟

دخترک پاسخ داد: من سعی می‌کنم صورتم قشنگ بنظر بیاید، چون خداوند دارد مرتب از من عکس می‌گیرد!


باشد که خداوند همواره حامی شما بوده و مطمئن باشید که هنگام رویارویی با طوفان‌های زندگی کنارتان است.
 

هرچقدر هم از خدا و امام زمان دور باشیم مطمئن باشید اونها همیشه هوای ما رو دارند چون ذاتشون محبت و بخشش است

 پس در طوفانها لبخند را فراموش نکن

نوشته شده در جمعه 17 شهريور 1391برچسب:,ساعت 20:37 توسط ابوالقاسم حیدری نژاد| |

    تا به حال نام يوم الهدم را شنيده ايد؟ يوم الهدم يعني روز ويران کردن ...

    در هشتم شوال سال 1344 هجري قمري پس از اشغال مکه ، وهابيان به سرکردگي عبدالعزيزبن سعود روي به مدينه آوردند و پس از محاصره و جنگ با مدافعان شهر، سرانجام آن را اشغال نموده ، مأمورين عثماني را بيرون کردند و به تخريب قبور ائمه بقيع و ديگر قبور هم چنين قبر ابراهيم فرزند پيامبر اکرم – صلي الله عليه و آله و سلم – قبور زنان آن حضرت ، قبر ام البنين مادر حضرت اباالفضل العباس – عليه السلام – و قبر عبدالله پدر پيامبر و اسماعيل فرزند امام صادق – عليه السلام – و بسياري قبور ديگرپرداختند. ضريح فولادي ائمه بقيع را که در اصفهان ساخته شده بود و روي قبور حضرات معصومين امام مجتبي ، امام سجاد ، امام باقر و امام صادق – عليهم السلام – قرار داشت را از جا در آورده ، بردند . اما اين اولين حمله آنان به مدينه نبود . آنان در سال 1221 هجري نيز يک بار ديگر به مدينه هجوم برده ، پس از يک سال و نيم محاصره توانسته بودند آن شهر را تصزف کنند و پس از تصرف اقدام به غارت اشياي گرانبهاي حرم پيامبر – صلي الله عليه و آله و سلم – و تخريب و غارت قبرستان بقيع
نمودند . طبق نقل تاريخي آن ها در اين حمله چهر صندوق مملو از جواهرات مرصع به الماس و ياقوت گرانبها و حدود يکصد قبضه شمشير با غلاف هاي مطلا به طلاي خالص و تزيين شده به الماس و ياقوت و ... به يغما بردند . و اين نيز نخستين حمله آنان به مقدسات اسلامي نبود . صلاح الدين مختار نويسنده و مورخ وهابي در کتاب "تاريخ امملکه العربيه السعوديه کما عرفت" بخشي از افتخارات وهابيت در حمله به کربلاي معلي را چينن شرح مي دهد : در سال 1216 اميرسعود در رأس نيروهاي بسياري از مردم نجد و حبوب و حجاز و تهامه و نواحي ديگر به قصد عراق حرکت نمود و در ماه ذي القعده به شهر کربلا رسيد و آن را محاصره کرد . سپاه مذکور باروي شهر را خراب کردند و به زور وارد شهر شدند . بيشترمردم را در کوچه و بازار و خانه ها به قتل رسانيدند و نزديک ظهر با اموال و غنائم فراوان از شهر خارج شدند ، سپس در محلي به نام ابيض گرد آمدند . خمس اموالرا خود سعود برداشت و بقيه را به هر پياده يک سهم و به هر سوار دو سهم قسمت کرد .(چون به نظر آنها جنگ با کفار بود)     عثمان بن بشر از ديگر مورخان وهابي درباره حمله به كربلا چنين مي نويسد: "… گنبد روي قبر (يعني قبر امام حسين عليه السلام) را ويران ساختند و صندوق روي قبر را كه زمرد و ياقوت و جواهرات ديگر در آن نشانده بودند، برگرفتند و آنچه در شهر از مال و سلاح و لباس و فرش و طلا و نقره و قرآن هاي نفيس و جز آن‌ها يافتند، غارت كردند و نزديك ظهر از شهر بيرون رفتند در حالي كه قريب به 2000 تن از اهالي كربلا را كشته بودند."     جالب اين جاست كه مورخ مزبور نام كتاب خود را "عنوان المجد في تاريخ نجد" گذاشته و از اين وقايع به عنوان نشانه‌هاي مجد و شكوه و عظكت وهابيت ياد كرده است!
     اما اين فقط شيعيان و اماكن مقدسه آن‌ها نبودند كه وهابيان آثار مجد و شكوه خود را در آن به نمايش گذاشته‌اند، مكه مكرمه و طائف نيز از حملات آنان در امام نماند. "جميل صدقي زهاوي" در خصوص فتح طائف مي نويسد: "طفل شيرخواره را بر روي سينه مادرس سر بريدند، جمعي را كه مشغول فراگيري قرآن بودند كشتند، چون در خانه‌ها كسي باقي نماند، به دكان‌ها و مساجد رفتند و هر كس بود، حتي گروهي را كه در حال ركوع و سجود بودند، كشتند. كتاب‌ها را كه در ميان آن‌ها تعدادي مصحف شريف و نسخه‌هايي از صحيح بخاري و مسلم و ديگر كتب فقه و حديث بود، در كوچه و بازارافكندند و آنها را پيمال كردند."     سرزدن اين قبيل امور از پيروان محمد بن عبدالوهاب شگفت نيست! تابعان كسي كه همه مسلمانان را كافر و مشرك مي دانست و مكه و مدينه را قبل از آنكه به دست وهابيان بيافتد، دارالحرب و دارالكفر!مي دانست. در كتاب "الدررالسنيه" مي خوانيم:      "وي - محمد بن عبدالوهاب – از صلوات بر پيامبر صلي الله عليه و اله نهي مي‌كرد و از شنيدن آن ناراحت مي‌شد. صلوات فرستنده را اذيت مي‌كرد و به سخت‌ترين وجه مجازات مي نمود.      حتي او دستور داد مرد نابيناي متديني را كه مؤذن بود و صوت خوشي داشت، چون به حرف او گوش نداده، بر پيامبر صلوات فرستاده بود، به قتل رسانند. بسياري از كتب مربوط به صلوات بر پيامبر صلي الله عليه و آله را به آتش كشيد و به هريك از پيروانش اجازه مي داد قرآن را مطابق فهم خود تفسير كند."     محمد بن عبدالوهاب به نوبه‌ي خود در اعتقادات پيرو"ابن تيميه حنبلي" است، كه در قرن هشتم هجري مي‌زيسته است، از ابن تيميه عقايد جالبي نقل شده است. از جمله اينكه اوخدا را جسم مي‌دانست! براي ذات مقدس خداوند دست و پا و چشم و زبان و دهان قائل بود! ابن بطوطه جهانگرد معروف در سفرنامه‌ي حود مي گويد: "ابن تيميه را بر منبر مسجد جامع دمشق ديدم كه مردم را موعظه مي‌كرد و مي‌گفت: خداوند بهآسمان دنيا مي‌آيد، همان گونه كه من اكنون فرود مي‌آيم! سپس يك پله از منبر پائين مي‌آمد!"
     عقايد او آنچنان سخيف و بي‌مقدار بود كه خود اهل سنت وي را به زندان افكندند و در رد او كتب متعددي را به رشته تحرير درآوردند.
     اين قطره‌اي كوچك از مرداب اعتقادات و عملكرد وهابيان در طول اين ساليان است. در طول اين دوران دانشمندان زيادي چه شيعه و چه سني به نقد عقايد وهابيت دست زده‌اند و به شبهات گوناگون آنان پاسخ داده‌اند. يكي از شبهات آنان مسأله‌ي بناء بر قبور است. آن‌ها ساختن بنا اعم از مسجد يا غير آن را بر قبر حرام مي‌دانند. در اين نوشتار سعي مي كنيم پاسخي مناسب به شبهه‌ي مذكور بدهيم. نخست آنكه: اين شبهه‌ي آنان را صريح آيه‌ي 21 سوره كهف دفع مي‌نمايد، كه در خصوص ماجراي اصحاب كهف از قول مومناني كه مي‌خواستند ياد اصحاب كهف را گرامي دارند مي فرمايد: لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِم مَّسْجِدًا (بي ترديد بر روي قبور آنان مسجدي بنا مي كنيم) دوم آنكه: هنگام ظهور اسلام و در دوران فتوحان اسلامي بناهايي بر قبور انبياء گذشته وجود داشت. از جمله مي‌توان به قبر حضرت داوود و حضرت موسي در بيت المقدس اشاره نمود. جالب اينجاست كه خليفه دوم كه طبق نظر اين آقايان از صحابه است و معصوم، خود براي انعقاد پيمان صلح به بيت المقدس رفت و پس از تسلط بر آن شهر، اقدامي در راستاي از بين بردن اين قبور به عمل نياورد…
     اما به راستي قومي كه در تاريخ نه چندان طولاني خود، چنان كه از زبان مورخين خودشان شنيديم قرآن‌ها را در خيابان‌ها لگد مال ساختند و در قتل عام پيروان علي عليه السلام و ساير خلفا فرقي نگذاشتند و مجد خود را در غارت و قتل جستجو مي كردند، شايستگي اين را دارند كه مخاطب يك استدلال قرآني و يا حتي تاريخي قرار گيرند؟!

 

نوشته شده در چهار شنبه 8 شهريور 1391برچسب:,ساعت 16:53 توسط ابوالقاسم حیدری نژاد| |

 تعداد بشاراتى كه از پيامبر اكرم ( ص) درباره حضرت مهدى (ع) وارد شده ، بيش از آن است كه در اين مختصر گنجانده شود، ما از ميان اين احاديث تنها به ذكر چهل حديثى كه حافظ ابونعيم اصفهانى (متوفى 430هـ ) در كتاب اربعين حديث فى المهدى ذكر المهدى و نعوته و حقيقة مخرجه جمع آورى كرده ، اكتفاء مى كنيم.

 
  مرحوم على بن عيسى اربلى در كتاب كشف الغمه مى نويسد: چهل حديث درباره مهدى موعود به دست آورده ام كه حافظ ابونعيم اصفهانى آنها را جمع آورى كرده و من هم به ترتيبى كه او ذكر نموده ، مى آورم ولى از ميان سلسله سند فقط شخص راوى كه از پيغمبر روايت نموده است، نام مى بريم :
 
حديث1- رفاه مردم در عصر امام زمان :
 
ابوسعيد خدرى از پيامبر اكرم (ص) روايت كرده كه فرمود :
 
يكون من امتى المهدى ان قصر عمره فسبع سنين و الافثمان و الافتسع يتنعم امتى فى زمانه نعيما لم يتنعموا مثله قطّ البر و الفاجر يرسل السماء عليهم مدراراً و الا تدخر الارض شيئاً من نباتها .  
 
مهدى از ميان امت من برخاسته شود مدت سلطنت او هفت يا هشت يا نه سال مى باشد ، همه طبقات امت من در زمان ظهور او چنان در رفاه زندگى نمايند كه قبل از وى هيچ بّر و فاجرى بدان نرسيده باشند، آسمان باران رحمت خود را بر آنان مى بارد و زمين از روئيدنيهاى خود چيزى فرو گذار نمى كند.
 
 
حديث2- عدل مهدى (عج) : 
 
ابوسعيد مى گويد پيغمبر فرمود: 
 
تملاء الارض ظلماً و جوراً فيقوم رجل من عترتى فيملاءها قسطاً و عدلاً يملك سبعاً او تسعاً .
 
زمين پر از ظلم و ستم گردد، پس مردى از عترت من قيام كند و آن را پر از عدل و داد گرداند و هفت يا نه سال سلطنت نمايد.
 
حديث3: 
 
و باز نقل كرده كه پيغمبر(ص) فرموده :
 
لا تنقضى الساعة حتى يملك الارض رجل من اهل بيتى يملاء الارض  عدلاً كما ملئت جوراً يملك سبع سنين .
 
قيامت منقضى نخواهد شد تا اين كه مردى از اهل بيت من به سلطنت رسد و او زمين را پر از عدل و داد كند ، چنان كه پر از ظلم شده باشد و مدت سلطنت هفت سال است .
 
حديث4- مهدى فرزند فاطمه  زهرا (س) :
 
از امام زين العابدين و آن حضرت از پدرش روايت نموده كه پيامبر اكرم (ص) به فاطمه زهرا (س)  فرموده : 
 
المهدى من ولدك .
 
( مهدى از فرزندان تو است ).
 
حديث5- مهدى برگزيده خداست :
 
على بن هلال از پدرش روايت نموده كه گفت در مرض پيامبر (ص) ، حضورش شرفياب شدم ، ديدم فاطمه (س) در بالين پدرش نشسته و اشك مى ريزد چون صداى گريه اش بلند شد، پيامبر سر برداشت و فرمود:
 
فاطمه جان ! چرا گريه مى كنى ؟
 
عرض كرد: مى ترسم بعد ازشما احترام ما از دست برود ؟
 
فرمود : عزيزم ، مگر نمى دانى كه خداوند به اعل زمين نگاه كرد و پدرت را از ميان آنان برگزيد، سپس نظر كرد و شوهرت را انتخاب كرد، و به من وحى فرمود كه تو را به او تزويج كنم ؟
 
دخترم ! ما اهل بيتى هستيم كه خداوند عزوجل هفت فضيلت به ما عطا فرموده كه به هيچ كس قبل و بعد ازما عطا نفرموده است، و آن اين كه :
 
من خاتم پيامبران نزد خدا و بهترين آنها و محبوبترين بندگان مى باشم و با اين امتيازات پدر تو مى باشم، جانشين من بهترين جانشينان پيغمبران و محبوبترين آنها نزد خداست، و او شوهر تو است شهيد ما بهترين شهداء و محبوبترين آنان نزد خداوند است و او حمزه بن عبدالمطلب عموى پدر و شوهرت مى باشد، جعفربن ابيطالب كه با دو بال در بهشت با فرشتگان پرواز مى كند پسر عموى پدرت و برادر شوهرت از ما است ، در سبط اين امت كه حسن و حسين دو فرزند تو و دو آقاى اهل بهشت مى باشند از ماست، و به خدا قسم كه پدرشان افضل از آنهاست.
 
يا فاطمة و الذى بعثنى بالحق ان منهما مهدى هذه الامة اذا صارت الدنيا هرجاً و مرجاًًً و تظاهرت الفتن و انقطعت السبل و اغار بعضهم على بعض فلا كبير يرحم صغيراً و لا صغير يوقر كبيراً فيبعث الله عند ذلك منهما من يفتح حصون الضالة و قلوباً غلفاً يوم بالدين فى آخر الزمان كما قمت به فى آخر الزمان و يملاء الارض عدلاً كما ملئت جوراً .
 
اى فاطمه ! به خداوندى كه مرا به راستى برانگيخته ، مهدى اين امت نيز از ايشان مى باشد، موقعى كه دنيا هرج و مرج شود و آشوبها پديد آيد و راهها مسدود گردد و اموال يكديگر را به غارت برند، نه بزرگتر به كوچكتر رحم كند و نه كوچكتر احترام بزرگتر را نگاه دارد، خداوند كسى را برانگيزد كه قلعه هاى ضلالت و دلهاى قفل زده را بگشايد و اساس دين را در آخر الزمان استوار سازد، چنان كه من در آخر الزمان پايدار گردم و زمين را پراز عدل نمايد چنان كه از ظلم پر شده باشد....
 
حديث6- مهدى ، حسينى است :
 
در آن كتاب از حذيفة بن يمان روايت مى كند كه گفت: پيامبر خطبه اى ايراد فرمود و آنچه مى بايد اتفاق بيفتد به ما اطلاع داد سپس فرمود :
 
 لولم يبق من الدنيا الا يوم واحد لطول الله عزوجل ذلك اليوم حتى يبعث رجلاً من ولدى اسمه اسمى .
 
اگر از عمر دنيا جز يك روز بيشتر نمانده باشد. خداوند آن روز را چندان دراز گرداند تا مردى از اولاد من برانگيزد  كه همنام من باشد.
 
 سلمان برخاست و عرض كرد: اى رسول خدا(ص) از كدام فرزند شما خواهد  بود؟ فرمود : از اين فرزندم ، و دست روى شانه حسين (ع) گذاشت.
 
حديث7- قريه اى كه مهدى از آنجا قيام مى كند :
 
به سند خود از عبدالله بن عمر روايت نموده كه گفت :
 
 يخرج المهدى من قرية يقال لها كرعة
 
مهدى از قريه اى قيام مى كند كه آن را كرعه مى گويند .
 
حديث8- ويژگيهاى حضرت :
 
همچنين حذيفة از پيامبر(ص) نقل كرده كه فرمود :
 
المهدى رجل من ولدى وجهه كالكوكب الدرى
 
مهدى از فرزندان من است كه چهره اش چون ستاره تابان است .
 
حديث9  :
 
 حذيفه روايت نموده كه پيامبر (ص) فرمود :
 
المهدى رجل من ولدى لونه لونٌ عربىٌ و جسمه جسمٌ اسرائيلى على خدّه الآيمن خال كانه كوكب درى يملاء الارض عدلاً كما ملئت جوراً يرضى فى خلافته اهل الارض و اهل السماء والطير فى الجوّ.  
 
مهدى مردى از اولاد من است رنگ بدن او رنگ نژاد عرب و اندامش مانند اندام بنى اسرائيل است،در گونه راست وى خالى است كه چون ستاره تابناكى بدرخشد زمين را پر از عدل كند چنان كه پر از ظلم شده باشد، ساكنان زمين و آسمان و پرندگان هوا در خلافت وى خشنود خواهند بود.
 
حديث10:
 
ابو سعيد خدرى مى گويد پيامبر فرمود :
 
 المهدى منا اجل الجبين اقنى الانف
 
مهدى ما پيشانيش روشن و وسط بينيش كمى برآمده است
 
 
 
حديث11: 
 
المهدى منا اهل البيت رجل من امتى اشم الانف يملاء الارض عدلاً كما ملئت جوراً
 
 مهدى ما اهل بيت مردى از امت من است كه وسط بينيش برآمده و او زمين را پر از عدل كند، چنان كه پر از ظلم باشد.
 
حديث12:
 
 ابوامامه باهلى از پيغمبر (ص) روايت كرده كه فرمود:
 
 بينكم و بين الروم اربع هدن يوم الرابعةعلى يد رجل من آل هرقل يدوم سبع سنين ..
 
ميان شما و روميان چهار صلح است ، چهارمين آن به دست مردى از نسل هرقل خواهد بود و هفت سال دوام مى يابد مردى از طائفه عبدقيس به نام مستور بن بجلانعرض كرد اى رسول خدا (ص) در آن روز پيشواى مردم كيست ؟
 
فرمود : المهدى من ولدى ابن اربعين سنة، كان وجهه كوكب درى فى خده الايمن خال اسود عليه عباء تان قطريتان كانه من رجال بنى اسرائيل يستخرج الكنوز يفتح مدائن الشرك .
 
پيشواى مردم مهدى است كه از فرزندان من مى باشد كه چون ظهور كند به صورت مرد چهل ساله مى نمايد.رخسارش چون ستاره تابان مى درخشد و در سمت راست رخسارش خال سياهى است، دو عباى قطرى پوشيده (و از لحاظ سلامت بنيه ) گوئى ازمردان بنى اسرائيل است، ذخائر زمين را استخراج كند و شهرهاى شرك را بگشايد .
 
حديث13:
 
عبدالرحمن بن عوف روايت نموده كه پيغمبر فرمود: 
 
ليبعثن الله من عترتى رجلاً افرق الثنايا، اجلى الجبهه ، يملاء الارض عدلاً يفيض المال فيضاً
 
خداوند از عترت من مردى را برانگيزد كه ميان دندانهايش باز ، و رويش روشن باشد، زمين را پر از عدل كند و به مردم اموال فراوان بخشد.
 
حديث14:
 
 پيشوا صالح ابوامامه نقل مى كند كه رسول اكرم (ص) براى ما خطبه ايراد كرد و درضمن ، از دجّال نام برد و فرمود :
 
پس شهر مدينه از پليديها پاك شود چنان كه كوره آهنگرى از كثافات فلزات پاك گردد ، آن روز اعلام خواهند كرد كه امروز روز آزادى است .
 
زنى به نام ام شريك عرض كرد: اى رسول خدا (ص) عرب كجا خواهند بود؟
 
فرمود : در آن روز آنها اندكى بيش نيستند ، بيشتر آنان در بيت المقدس مى باشند ، اممهم المهدى ، رجل صالح پيشواى آنها مهدى است كه مردى صالح مى باشد .
 
حديث15: ظهور هويدا :
 
ابو سعيد خدرى روايت مى كند كه پيغمبر (ص) فرمود :
 
يخرج المهدى فى امتى يبعثه الله عياناً للناس يتنعم الامة و تعيش الماشية و تخرج الارض نباتها و يعطى المال صحاحاً .
 
مهدى ميان امت من قيام خواهد كرد و خداوند او را به طور آشكار براى مردم برانگيزد ، مردم در رفاه ، و چهار پايان در آسايش باشند، و زمين روئيدنيهاى خود را بيرون دهد و او مال را به طور مساوى ميان مردم تقسيم نمايد .
 
حديث16- ابر بر سر او سايه افكند :
 
عبدالله بن عمر نقل كرد كه پيغمبر فرمود :
 
 يخرج المهدى و على رأسه عمامة فيهما مناد ينادى هذا المهدى خليفة الله فاتبعوه .
 
مهدى در حالى كه قطعه ابرى بر سر او سايه افكنده قيام مى نمايد ، در آن وقت گوينده اى اعلام مى دارد كه اين مهدى خليفة الله است از وى پيروى كنيد.
 
حديث17: بالاى سرحضرت مهدى (ع) فرشته اى است :
 
عبدالله بن عمر مى گويد : پيامبر (ص) فرمود:
 
يخرج المهدى و على رأسه ملك ينادى هذا المهدى فاتبعوه .
 
مهدى در حالى قيام مى كند كه فرشته اى بالاى سر او قرار دارد و مى گويد : مهدى اين است از وى پيروى نمائيد .
 
حديث18: مژده پيامبر (ص) به ظهور مهدى (ع) :
 
ابوسعيد خدرى از پيغمبر (ص) نقل كرده كه فرمود :
 
ابشركم بالمهدى يبعث فى امتى على اختلاف من الناس زلزال فيملاء الارض عدلاً و قسطاً كما ملئت ظلماً و جوراً يرضى عنه ساكن السماء و ساكن الارض يقسم المال صحاحاً فقال له رجل : و ما صحاحاً ؟ قال : السوية بين الناس .
 
شما را مژده به ظهور مهدى مى دهم كه به هنگام اختلاف زياد و تزلزل مردم ، قيام كند و زمين را پر از عدل و داد نمايد چنان كه از ظلم و ستم پر شده باشد ساكنان آسمان و زمين از حكومت او راضى خواهند بود و اموال را ميان مردم به طور مساوى قسمت كند.
 
حديث19: نام آن حضرت :
 
عبد الله بن عمر از رسول خدا (ص) روايت نموده كه فرمود :
 
 لا يقوم الساعة حتى يملك رجل من اهل بيتى ، يواطى اسمه اسمى يملاء الارض عدلاً و قسطاً كما ملئت ظلماً و جوراً .
 
پيش از قيامت مردى از اهل بيت من به سلطنت مى رسد كه همنام من باشد زمين را پر از عدل و داد كند چنان كه پر از ظلم و جور شده باشد.
 
حديث20- كنيه او :
 
حذيفه از آن حضرت روايت كرده كه فرمود:
 
لولم يبق من الدنيا الا يوم واحد لبعث الله فيه رجلا اسمه اسمى و خلقه خلقى يكنّى ابا عبدالله .
 
اگر از عمر دنيا جز يك روز نمانده باشد، خداوند در آن روز مردى را بر انگيزد كه نامش نام من وخويش چون  خوى من و كنيه اش ابوعبدالله مى باشد .
 
 
 
حديث21:
 
 همچنين فرمود :
 
لا يذهب الدنيا حتى يبعث الله رجلاً من اهل بيتى يواطىء اسمه اسمى و اسم ابيه اسم ابى يملاءها قسطاً و عدلاً كما ملئت جوراً و ظلماً.
 
عمر دنيا به پايان نمى رسد تا اين كه خداوند مردى از اهل بيت من برانگيزد كه نامش نام من و  نام پدرش نام پدر من است . (1) او دنيا را پر از عدل و داد نمايد چنان كه از ظلم و جور پر شده باشد .
 
 
حديث22-عدل مهدى (عج):
 
ابوسعيد خدرى از پيامبر اكرم (ص) روايت كرده كه فرمود:
 
لتملان الارض ظلما و عدواناً ثم ليخرجن رجل من اهل بيتى حتى يملاءها قسطاً و عدلاً كما ملئت جوراو ظلماً.
 
چون روزى فرارسد كه زمين پر از ظلم و ستم شود خداوند مردى از اهل بيت من ظاهر گرداند تا جهان را پر از عدل و داد كند . 
 
حديث23-اخلاق آن حضرت :
 
عبدالله بن عمر روايت نموده كه پيغمبر فرمود :
 
يخرج رجل من اهل بيتى يواطى اسمه اسمى و خلقه خلقى يملاءها قسطاً و عدلاً.
 
مردى از اهل بيت من خارج مى شود كه نامش مطابق نام من و اخلاقش چون اخلاق من مى باشد، و او جهان را پر از عدل و داد كند.
 
حديث24- بخشش مهدى (ع) :
 
ابوسعيد خدرى گفت رسول اكرم (ص) فرمود:
 
يكون عند انقطاع من الزمان و ظهور من الفتن رجل يقال له: المهدى يكون عطاؤه هنيئاً .
 
در آخرالزمان و موقعى كه آشوبها پديد آيد، مردى به قدرت مى رسد كه به او مهدى گفته مى شود كه بخشش او گوارا باشد.
 
حديث25-علم مهدى به سنت پيغمبر (ص):
 
ابو سعيد خدرى روايت كرده كه پيغمبر فرمود :
 
يخرج رجل من اهل بيتى و يعمل سنتى و ينزل الله له البركة من السماء وتخرج الارض بركاتها و تملاء به الارض عدلاً كما ملئت ظلماً و جوراً و يعمل على هذه الامة سبع سنين و ينزل بيت المقدس .
 
مردى از اهل بيت من به سلطنت خواهد رسيد كه به سنت من (آن طور كه بايد) عمل نمايد و خداوند از آسمان براى وى روزى فرستد، و زمين آنچه دارد، بيرون دهد و او زمين را پر از عدل كند چنان كه پراز ظلم و ستم باشد او به بيت المقدس درآيد و هفت سال سلطنت نمايد.
 
حديث26-آمدن مهدى با پرچمها :
 
ثوبان از پيامبر (ص) روايت نموده كه فرمود:
 
اذا رأيتم الرأيات السود قد اقبلت من خراسان فائتوها و لو حبوا على الثلج فيها خليفةالله المهدى . 
 
چون پرچمهاى سياه ببينيد كه ازسوى خراسان مى آيد به استقبال آن بشتابيد هرچند با رفتن از روى برف باشد زيرا كه همراه آن جماعت مهدى خليفة الله است .
 
حديث27-آمدن وى از جانب مشرق:
 
عبدالله عمر گفت : روزى در خدمت پيامبر (ص) بوديم كه عده اى از جوانان بنى هاشم بيامدند، از مشاهده آنها ديدگاه پيامبر پر از اشك شد و رنگ مباركش تغيير كرد، اصحاب عرض كردند: يا رسول الله سيماى مباركتان گرفته است ما نمى توانيم شما را بدين حالت ببينيم فرمود:
 
انا اهل بيت اختارالله لنا الآخرة على الدنيا و ان اهل بيتى سيلقون بعدى بلاء و تشريداً و تطريداُ حتى يأتى قوم من قبل المشرق و معهم رايات سود فيسألون الحق فلا يعطونه فيقاتلون و ينصرون فيعطون ماسألوا فلا يقبلون حتى يدفعوه الى رجل من اهل بيتى فيملاء ها قسطاً كما ملاءها جوراً فمن ادرك ذلك منكم فليأتهم و لحبواً على الثلج .
 
ما اهل بيتى هستيم كه خداوند آخرت را براى ما بر دنيا ترجيح داده ، بعد از اين اهل بيت من مصيبتها مى بينند و از وطن آواره مى گردند ، تا آنگاه كه مردمى از جانب مشرق با پرچمهاى سياه به طلب حق قيام كنند، اين حق را به آنها نمى دهند تا جنگ كنند ، و پيروزى يابند و حق را بگيرند و آن را به مردى از اهل بيت من بسپارند كه دنيا را پر از عدل كند چنان كه از ظلم پر شده باشد هر كس ، آن زمان را درك كند به آنها بپيوندد اگر چه به رفتن از روى برف باشد.
 
حديث28- تجديد عظمت اسلام با ظهور او:
 
حذيفه روايت نموده كه از پيغمبر (ص) شنيدم مى فرمود :
 
واى بر اين امت از سلطه اى كه پادشاهان ستمگر بر آنها پيدا مى كنند و آنها را كشته، و مؤمنين را به وحشت مى اندازند، مگر كسى كه فرمان آنها را گردن نهد شخص با ايمان به زبان با آنها مى سازد ولى قلباً از آنان مى گريزد و چون خداوند عزوجل اراده نمايد كه عزت اسلام را تجديد كند ، شوكت هر ستمگر جبارى را درهم بشكند زيرا خداى توانا قادر است امتى را كه در ميان فساد افتاده اند، به ساحل صلاح آورد.
 
سپس فرمود: اى حذيفه ، لولم يبق من الدنيا الا يوم واحد لطول الله ذلك اليوم حتى يملك رجل من اهل بيتى تجرى الملاحم على يديه و يظهر الاسلام لا يخلف وعده و هو سريع الحساب.
 
اگر از عمر دنيا جز يك روز نمانده باشد، خداوند آن روز را چندان دراز گرداند تا مردى از اهل بيت من به سلطنت رسد كه با بى دينان جنگها كند تا اسلام را آشكار سازد.
 
حديث29- رفاه و آسايش مسلمانان در عصر مهدى (عج):
 
ابوسعيد خدرى از پيغمبر (ص) روايت نموده كه فرمود:
 
يتنعم امتى فى زمن المهدى (ع) نعمة لم يتنعموا قبلها قطّ يرسل السماء عليهم مدراراً و لا تدع الارض شيئاً من بناتها الاخرجته .
 
امت من در زمان مهدى چنان در فراخى معيشت به سر برند كه هيچگاه پيش از آن نديده باشند . آسمان پى در پى بركات خود را براى آنان فرو مى ريزد و زمين آنچه دارد بيرون مى دهد .
 
حديث30- مهدى يكى از سروران بهشت :
 
انس بن مالك روايت كرده كه پيغمبر (ص) فرمود:
 
نحن بنو عبدالمطلب سادات اهل الجنة، انا و  اخى على و عمى حمزه و جعفر و الحسن و الحسين و المهدى .
 
ما فرزندان عبدالمطلب سروران اهل بهشتيم ، من و برادرم على و عمويم حمزه و جعفر و حسن و حسين و مهدى .
 
 
 
حديث31- سلطنت مهدى (ع):
 
ابوهريره روايت كرده كه پيغمبر (ص) فرمود:
 
لولم يبق من الدنيا الا ليلة لملك فيها رجل من اهل بيتى .
 
اگر از عمر دنيا جز يك شب نماند، در همان شب مردى از اهل بيت من به سلطنت رسد .
 
حديث32- خلافت مهدى (ع) :
 
ثوبان از پيامبر اكرم (ص) روايت كرده كه فرمود:
 
نزد گنج شما سه نفر به قتل رسند كه هر سه پسران خليفه مى باشند و پس از آن ديگر هيچ يك از آنها خليفه نمى شود تا آن كه مردمى با پرچمهاى سياه سررسند و طورى آنها را به قتل رسانند كه هيچ قومى را بدان وضع نكشته باشند.
 
ثم يجيئى خليفة الله المهدى فاذا سمعتم به فأتوه فيبايعوه فانه خليفة الله المهدى .
 
سپس خليفه خدا مهدى بيايد ، چون بشنويد كه ظهور نموده به سوى او رو آوريد و با او بيعت كنيد زيرا او مهدى خليفه حقيقى خداوند است .
 
حديث33- بيعت با حضرت: 
 
ثوبان از پيامبر (ص) روايت كرده كه فرمود: 
 
مردمى با پرچمهاى سياه از جانب شرق پديد آيند كه دلهاى آهنين دارند هر كس از آمدن آنها مطلع گشت به سوى آنها رو آورد و با آنان بيعت كند و لو با رفتن از روى برف باشد .
 
حديث34- پيوند دهنده دلها :
 
از على (ع) روايت شده كه فرمود: به پيغمبر اكرم (ص) عرض كردم :
 
 يا رسول الله (ص) أمنا آل محمد المهدى أم من غيرنا ؟
 
اى رسول خدا مهدى از ما اهل بيت است يا از غير ما؟
 
  پيامبر فرمود:
 
لا،  بل منا يختم الله به الدين كما فتح بنا و بنا ينقذون من الفتن كما انقذوا من الشرك و بنا يؤلف الله بين قلوبهم بعد عداوة الفتنة  اخوانا كما ألف بينهم بعد عداوة الشرك اخواناً فى دينهم .   
 
او از ماست خداوند دين را به وسيله او ختم كند چنان كه توسط ما گشود ، مردم به وسبله ما از آشوبها نجات يابند چنان كه از منجلاب شرك بيرون آمدند، دلهاى آنها را به هم پيوند دهد و بعد از دشمنيها آنها را با هم برادر كند، چنان كه بعد از نجات از شرك ، آنها را با هم برادر دينى كرد.
 
حديث35- بعد از مهدى زندگى بى فائده است :
 
عبدالله بن مسعود مى گويد پيامبر اكرم (ص) فرمود :
 
 لولم يبق من الدنيا الا ليلة لطول الله تلك الليلة حتى يملك رجل من اهل بيتى يواطى اسمه اسمى و اسم ابيه اسم ابى يملاء ها قسطاً و عدلاً كما ملئت ظلماًً و جوراً و يقسم المال بالسوية و يجعل الله الغنى فى قلوب هذه الامة فيملك سبعاً او تسعاً لاخير فى العيش بعد المهدى  .
 
اگر از عمر دنيا جز يك شب نماند، خداوند آن شب را چندان دراز گرداند تا مردى از اهل بيت من به سلطنت رسد كه نامش نام من و نام پدرش نام پدر من مى باشد . و او زمين را پر از عدل و داد كند چنان كه پر از ظلم و جور شده باشد، اموال را بالسويه ميان مردم تقسيم كند، و خداوند دلهاى امت مرا بى نياز گرداند، هفت سال يا نه سال سلطنت نمايد سپس بعد از مهدى زندگى فائده ندارد.
 
حديث36- قسطنطنيه به دست مهدى (ع) فتح شود:
 
ابوهريره از پيغمبر (ص) روايت كرده كه فرمود:
 
لا تقوم الساعة حتى يملك رجل من اهل بيتى يفتح القسطنطنية و جبل الديلم و لو لم يبق الا يوم واحد لطول الله ذلك اليوم حتى يفتحها.
 
پيش از آنكه قيامت شود و مردى از اهل بيت من به سلطنت رسد و قسططنطنيه و جبال ديلم (2) را فتح كند اگر يك روز از عمر دنيا باقى باشد خداوند آن روز را چندان دراز گرداند تا آنجا را فتح كند.
 
 
حديث37- مهدى (ع) پس از پادشاهان ستمگر:
 
قيس بن جابر از پدرش و او از جدش ، از رسول خدا (ص) روايت نموده كه فرمود:
 
 سيكون بعدى خلفاء و من بعد الخلفاء امراء و من بعد الامراء ملوك جبابرة ثم يخرج رجل من اهل بيتى يملاء الارض عدلاً كما ملئت جوراً .
 
بعد ا ز من خلفاء خواهند بود و بعد ازخلفاء امراء و بعد از امراء پادشاهان ستمگر بيايند آنگاه مردى از اهل بيت من خواهد آمد كه زمين را از عدل و داد پركند چنانكه پراز ظلم باشد.
 
حديث38-عيسى (ع) مأموم مهدى (ع) :
 
ابوسعيد از پيغمبر (ص) نقل كرده كه فرمود:
 
منا الذى يصلى عيسى ابن مريم (ع) خلفه .
 
آن كس كه عيسى بن مريم پشت سر او نماز مى گذارد ، از ما است .
 
حديث39- مهدى با عيسى بن مريم سخن مى گويد:
 
جابر بن عبدالله انصارى از آن حضرت روايت نموده كه فرمود:
 
ينزل عيسى بن مريم (ع) فيقول امير هم المهدى تعال صل بنا فيقول : الا ان بعضكم على بعض امراء تكرمة من الله عزوجل لهذه الامة.  
 
چون اصحاب مهدى قيام كنند، عيسى بن مريم از آسمان فرود آيد، امير قيام كنندگان به عيسى مى گويد بيا تا با تو نماز بگذاريم عيسى مى گويد: شما خود از جانب خدا برخى بر برخى ديگر امير هستيد و اين لطف خدا نسبت به اين امت است .
 
حديث40- مهدى (ع) حافظ امنيت :
 
عبدالله بن عباس از پيغمبر اكرم (ص) روايت كرده كه فرمود:
 
لن تهلك امة انا فى اولها و عيسى بن مريم فى آخرها و المهدى فى وسطها . (3)
 
 
امتى كه من در اول آنها و عيسى بن مريم در آخر آنها و مهدى در وسط آنها باشيم، هرگز هلاك نمى شوند. 
 
 لطفا ادامه مطلب را بخوانید

 


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 4 شهريور 1391برچسب:,ساعت 18:34 توسط ابوالقاسم حیدری نژاد| |

 مرکزی نیوز : چندی پیش بنگاه خبرپراکنی بی بی سی فارسی ویژه نامه ای در باب تحریم های جدید غرب علیه ایران منتشر کرد ، در این ویژه نامه خبرنگاران بی بی سی که همگی فارسی زبان و شوربختانه ایرانی نیز هستند گزارش ها و خبرهایی را تهیه و منتشر نمودند که نتیجه مستقیم و غیر مستقیم همه این گزارش ها و نوشته ها به این منتهی می شد که دیگر زمان برای ایران تمام شده وایران به یک قدمی سقوط نزدیک شده است .

 
 
این گزارش ها و تحلیل ها در اندک زمانی بعد از انتشار مورد توجه مخاطبان نکته سنج ایرانی قرار گرفت ، مخاطبانی که از خود و دیگران می پرسیدند چه شده است که خبرنگاران و تحلیل گرانی که خود را ایرانی می دانند و می نامند از تاثیر گذاری تحریم ها بر زندگی ایرانیان سخن گفته و از این که این تحریم ها مردم ایران را به سختی و تعب انداخته است پایکوبی می کنند؟
مگر اینها ایرانی نیستند ؟ پس چرا ؟ !
سوالی که چونان پتکی بر سر بی بی سی کوبیده می شد و این سوالها آن قدر تکرار شد که بی بی سی مجبور شد پاسخ گوید و کاش پاسخ نمی داد تا اندک آبروی حرفه ای که برایش در اذهان برخی ساده اندیشان بود از بین نرود .
فرناز قاضی زاده مجری این شبکه در تحلیلی با عنوان «آیا بی بی سی فارسی از تحریم ها خوشحال است ؟» به نکته جالب و در عین حال خنده داری اشاره می کند که از سویی ضرب المثل عرب زبانان را به یاد انسان می آورد که الغریق یتشبث بکل حشیش و از سوی دیگر دلیل اصلی خوشحالی این بنگاه خبرپراکنی را عیان می کند .
قاضی زاده به این نکته مهم اشاره می کند که بودجه بی بی سی فارسی از سوی وزارت خارجه انگلیس تامین می شود ولی بلافاصله برای این که خوانندگان و مخاطبان به شبهه نیفتند ادامه می دهد «گرچه بودجه بی بی سی فارسی فعلا ، از طریق وزارت خارجه بریتانیا تامین می شود، اما به هیچ عنوان ، وزارت خارجه هیچ ارتباط مستقیم با بی بی سی فارسی ندارد. »!!!
مردم ایران از دیرباز در محاورات روزانه خود به ضرب المثلی استناد می کنند که در جامع و مانع بودن بی نظیر است ، هیچ گربه ای محض رضای خدا موش نمی گیرد و گویی از منظر گردانندگان بی بی سی دولت و وزارت خارجه انگلیس برای خاطر خدا بودجه این رسانه را تامین کرده و هیچ خواسته ای هرچند کوچک از مدیرانی که خود منصوب کرده و حقوقشان را می دهند ندارد ؟!
قاضی زاده به انتقاد دیگری نیز که از سوی مخاطبان ایرانی مطرح شده می پردازد و می نویسد مردم می پرسند « چرا بی بی سی به مخالفان تحریم صفحه ویژه نداده » در حالی که این رسانه همواره مدعی است «اخبار را بدون جهت گیری خاص منتشر کرده و یا به عبارتی تنها به پوشش اخبار می پردازد »؟ و این کارمند بی بی سی این گونه به نقل از یکی از سردبیران بی بی سی پاسخ می دهد که «نباید فراموش کنیم که کسانی که این تحریمها را وضع کرده اند، بزرگ ترین قدرتهای جهان هستند وزنی که آنها دارند با وزن مخالفان تحریم که فعالان اقتصادی یا اجتماعی هستند ، قابل مقایسه نیست.» و با این پاسخ ناخودآگاه به اصلی ترین گزاره و یا به عبارتی به سیاست بنیادین بی بی سی در انتشار و گزینش اخبار اعتراف می کند« خبرهایی باید در این بنگاه خبری منعکس شوند که قدرت های بزرگ می خواهند! »
و تنها به این دلیل است که اخبار سوریه جهت دار در بی بی سی منتشر می شود تا قدرت های برتر جهانی را خوش آید و یا شهدای مسلمان میانمار که قربانی نسل کشی بودائیان صلح دوست آمریکایی شده اند ! تنها ۵۰نفر و آن هم به روایتی که انسان حق را به قاتلان می دهد نه مقتولان بدل می شود !
باید قدرت های جهانی را راضی نگه دارند چرا که حیات و ممات رسانه شان به دست این قدرت ها است و اگر روزی انگلیس نباشد چه کسی روزی آنها را خواهد داد و انسان که دقیق به صحنه نظاره می کند حق را به بی بی سی و کارگرانش می دهد که در راستای منافع قدرت ها بنویسند و تحلیل کنند !
زمانی که آلمان هیتلری در جنگ دوم جهانی به فرانسه هجوم برد تا آن کشور را به اشغال خود درآورد زنان بدکاره فرانسوی از ارائه خدمات به سربازان آلمانی امتناع کرده و گفتند ما به دشمنان کشورو سرزمینمان خدمات نمی دهیم !
این حکایت تلخ روایت گر کسانی است که هر چند به شغل های کثیفی مشغول هستند ولی در عین حال به اخلاق حداقلی نیز قائل بوده و حاضر به پذیرش هرکاری نبوده و به هر کاری دست نمی زنند .
در مثال جای مناقشه نیست و این را همه می دانند ، امروز دیگر کسی را یارای آن نیست که به خود جرات دهد به تمامیت ارضی ایران اسلامی چشم چپ بیندازد ، دیگر کسی را یارای آن نیست که ابهت ایران اسلامی را و قدرت منطقه ای کشورمان را در منطقه و جهان به چالش بکشد.
ملت ایران دیر زمانی است که به این تحریم ها عادت کرده است ، رشد و بالندگی ایران در میانه آتش و خون شکل گرفته و ملتی که به فرموده حضرت روح الله شهادت دارد اسارت را نصیبی نیست . ملت ایران دیرزمانی است که به خیانت کسانی که خود را ایرانی می دانند عادت کرده است ، مگر در طول جنگ تحمیلی نبود که منافقین عازم پاریس شده و از آنجا به بغداد پرواز کرده و متحد استراتژیک صدام بعثی شدند؟ مگر منافقین خود را ایرانی نمی دانستند ، پس چرا با صدامی که به ایران تجاوز کرده بود همپیمان شدند ؟!
ولی وجه شبه زنان بدکاره ای که در فرانسه جنگ جهانی دوم با سربازان آلمانی آن کردند با خبرنگاران بی بی سی در چیست ؟!
یک وجه شبه دارند و یک وجه افتراق !
هر دو شغل های کثیفی دارند ، خود فروشی گاهی جسمی است و گاهی سیاسی ! یکی جسمش را برای نان می فروشد و دیگری روح و قلمش را برای نان …هر دو مزدورند ولی وجه افتراقشان چیست ، زنان بدکاره فرانسوی حاضر نشدند دشمنی سربازان آلمانی را با سرزمینشان نادیده بگیرند و بی طرفی پیشه کنند ولی بدکاره های بی بی سی نشین توانسته اند با این کار کنار بیایند …
کسی که خود را ایرانی می داند و می نامد چگونه ممکن است با دشمنان یک ملت که کمر به هدم و نابودی آن بسته اند همراهی کند و از تحریم ها حمایت کند؟
ای کاش کسانی که خود را ایرانی می دانند و می نامند به اندازه بدکاره های فرانسوی در جنگ جهانی دوم غیرت داشته باشند ، آیا این انتظار زیادی است ؟!
نوشته شده در شنبه 4 شهريور 1391برچسب:,ساعت 18:32 توسط ابوالقاسم حیدری نژاد| |

 تاریخ ایرانی: تلویزیون فارسی بی‌‌بی‌سی، عصر روز چهارشنبه ۷ دی ماه، مستندی درباره «فراماسون‌ها» پخش کرد که علاوه بر گزارشی از مقر فراماسونری انگلیس و به عبارتی کانون فراماسونری جهانی در ساختمانی در محله توریستی مرکز لندن، گفت‌وگوهایی نیز با اعضای ایرانی فراماسونری و محققان درباره بزرگترین تشکیلات مخفی جهان داشت.

 

فراماسون‌ها به گفته گزارشگر این مستند مدتی است سعی دارند مخفی کاری گذشته را کنار بگذارند و درهای مقر خود را به روی خبرنگاران و دوربین‌های تلویزیونی باز کنند، ساختمانی که جان همل، از سخنگویان لژ بزرگ انگلیس و مورخ فراماسونری می‌گوید در این «معبد بزرگ» تقریبا هر دو هفته یک بار جلسات لژ بزرگ انگلستان برگزار می‌شود. اشکالی که در این ساختمان (ساخته شده در سال ۱۹۳۵) دیده می‌شود از چهار اصل بردباری، انصاف، احتیاط و اعتدال گرفته شده و در مراسمی که در آن برگزار می‌شود، اعضا به درجه استاد بنا ترقی می‌یابند، مراسمی که نمادی است از قصه معبد سلیمان در انجیل عهد عتیق. همل می‌گوید: «حدود ۳۵۰ سال پیش بنیانگذاران فراماسونری انجیل را منبعی برای انتخاب سمبل‌های خود قرار دادند.» او می‌افزاید: «ستاره داوود در اینجا ارتباطی با مذهب یهود یا کلیمیان ندارد و تنها ارتباطی که وجود دارد اینست که کلیمیان هم می‌توانند عضو فراماسونری باشند.» تک چشم هم اشاره به خدای یگانه است که همه چیز را زیر نظر دارد.

 

همل می‌گوید: «شاید بهترین تعریف از فراماسونری این باشد که تشکیلاتی است که مردان خوب را بر می‌گزیند و از آن‌ها شهروندان بهتری می‌سازد.» باقر هئیت، استاد اعظم فراماسونری، بالا‌ترین مقام این تشکیلات در آمریکاست. او که نزدیک به ۵۰ سال پیش در تهران به فراماسونری پیوست از بنیانگذاران لژ ایران در تبعید است که پس از انقلاب در آمریکا تاسیس شد. هیئت می‌گوید: «شخص فراماسونر باید دارای کاراکتر و اخلاق نیک بوده و به خدای یگانه اعتقاد داشته باشد که در فراماسونری به آن معمار بزرگ جهان می‌گویند.»

 

این استاد آئین و تشریفات فراماسونری می‌گوید: «گونیا و پرگار سمبل فراماسونری است. گونیا نشانه امور زمینی و پرگار چیزهای آسمانی است. دستکش سفید علامت بی‌گناهی و پاکی است. فراماسونری یک تشکیلات مردانه است، در آن نشانی از زنان نیست، تشکیل آن مربوط به زمانی است که زنان حقوق خاصی نداشتند.»

 

بعضی از فراماسون‌ها می‌گویند تشکیلاتشان به بنایان و سنگ‌تراشانی برمی‌گردد که بعد از حریق بزرگ لندن در سال ۱۶۱۶ برای بازسازی شهر به کوشش دولت به لندن آمدند و هسته‌های اولیه صنف سنگ‌تراشان و معماران را تشکیل دادند که بعد‌ها تبدیل به فراماسونری یا به قولی بنایان آزاد شد.

 

هیئت می‌گوید: «فراماسونری یک جامعه سری است، کلوپ و حزب و جمعیت نیست که در آن افراد نام‌نویسی کنند و وارد شوند، بلکه افراد خود را برمی‌گزیند و دنبال طبقه ممتاز جامعه می‌رود. ما در فراماسونری می‌گوییم اگر کسی لوله‌کش باشد ولی رهبر صنف خودش باشد، او فرد بارزی است، برای اینکه می‌تواند در جامعه‌اش تاثیر بگذارد.»

 

فراماسون‌ها می‌گویند پنج نفر از پادشاهان گذشته بریتانیا، ۱۰ نفر از روسای‌جمهوری آمریکا از جمله جرالد فورد، تعداد زیادی از رهبران کشور‌ها از جمله وینستون چرچیل و عباس هویدا، بازیگران سینما از جمله جان وین و گلن فورد و بعضی از برجسته‌ترین نوازندگان و آهنگسازان از جمله موتسارت، فراماسون بودند. امروز نزدیک به ۶۰ درصد از حدود شش میلیون فراماسون‌های دنیا در آمریکا هستند، کشوری که فعالیت فراماسون‌ها در آن علنی‌تر است.

 

به گزارش تاریخ ایرانی، بی‌بی‌سی در این مستند نظر ماشاالله آجودانی، محقق برجسته تاریخ معاصر ایران و رییس کتابخانه مطالعات ایرانیان در لندن درباره فراماسون‌ها را جویا شده که گفته است: «ایرانیان از‌‌ همان ابتدای پیدایش افکار فراماسونری در اروپا به سوی آن جذب شدند. روشنفکران و مردمی که به خارج از کشور می‌آمدند فکر می‌کردند اگر اندیشه فراماسون‌ها را به ایران منتقل کنند می‌توانند تحولی در جامعه ایران به وجود بیاورند و به همین جهت نگاهی مثبت به فراماسونری داشتند. ادیب‌الممالک مثنوی مفصلی در ستایش فراماسونری سروده و سه چیز را در فراماسونری اهمیت می‌دهد که "دو آزادی و برابری است، سومی پایه برادری است."»

 

تا هنگامی که ناصرالدین شاه فعالیت‌های به سبک فراماسونری را در ایران رسما در سال ۱۲۷۸ منع کرد، این فعالیت‌ها علنی بود. علت ممنوعیت فعالیت این مجامع هم در‌‌ آن زمان همین ایده‌های تجددخواهی بود. به گفته آجودانی، «کنی، روحانی مجتهد بزرگ عصر نامه‌ای به شاه نوشت که این کلمه قبیحه آزادی که این‌ها می‌گویند اساس دین و دولت ما را بر باد می‌دهد. هم مخالف حکومت شما و هم مخالف اسلام است. شاه هم دلایل سیاسی داشت، گرچه از روحانیون هم حساب می‌برد، اما فکر کرد عده‌ای صحبت از قانون می‌کنند، در مملکتی که قانون نبود و شاه هر کاری دلش می‌خواست می‌کرد، معلوم است که یک فرد مستبد نمی‌خواهد به قانون تن در دهد.»

 

تنها در دوران محمدرضا شاه دوباره و این بار به طور رسمی لژهای مختلفی که وابسته به لژهای مادر بودند فعالیت‌هایشان را آغاز کردند و گسترش دادند. تاریخ فراماسونری در ایران را اسماعیل رائین در کتاب سه جلدی‌اش (فراموشخانه و فراماسونری در ایران) که در سال‌های آخر حکومت شاه چاپ شد، به تفصیل شرح داده است، دورانی که فراماسونری با بالا گرفتن فساد در ایران تداعی می‌شود. چاپ این کتاب که با عکس‌ها و اسناد نادرش از فراماسون‌های ایران نام می‌برد، به بحث‌های زیادی دامن زد درباره اینکه چرا رژیم شاه که نشر کتاب را سخت در کنترل داشت، اجازه انتشار این کتاب را داد. کتابی که در آن رائین، فراماسونری را سرطان جامعه ایرانی می‌داند و فراماسون‌هایی را که اغلب در ایران در رأس حکومت بودند عوامل انگلیس، جاسوس، وطن‌فروش و خائن می‌خواند. رائین در کتاب خود از سعید نفیسی از بزرگان فرهنگی ایران نقل می‌کند که نوشته بود: «شاید هزاران هزار فراماسون‌هایی در اطراف و کناف جهان بوده‌اند که صادقانه با کمال خلوص و صفا به این دستگاه جاسوسی خدمت کرده‌اند و خود نمی‌دانسته‌اند که از کجا مامورند و به سود چه کسانی گام بر می‌دارند.»

 

هئیت درباره کتاب فراموشخانه و فراماسونری در ایران می‌گوید: «این کتاب از نظر اسناد و اطلاعاتی که درباره ماسونی داده می‌شود بسیار مفید است، تنها ایرادی که من دارم اینست که این کتاب متاسفانه با دید خاصی نوشته شده، به ماسونی منفی نگاه کرده است. اگر به صورت بی‌طرفانه و محققانه نگاه می‌کرد و قضاوت را به دیگران وا می‌گذاشت بهتر بود. به این دلیل عقیده من اینست که هر کسی این کتاب‌ها را می‌خواند بایستی منابع دیگر به خصوص منابع خارجی را هم مطالعه کند.»

 

سرنخ ارتباط سازمانی و تقریبا یکصد ساله فراماسونری با ایران را باید در شهر ادینبورگ جستجو کرد، شهری که محل استقرار لژ بزرگ اسکاتلند است؛ یکی از سازمان‌های اولیه و مستقل فراماسونری که شعبات یا لژهای زیادی را در سراسر جهان و از جمله در ایران ایجاد کرده است. اعضای لژ بزرگ اسکاتلند که بر‌ای اکتشاف و توسعه میدان‌های نفتی از طرف شرکت نفت ایران و انگلیس به جنوب ایران رفته بودند، بنیانگذاران اولین لژهایی بودند که رسما در ایران ایجاد شدند. لژهایی که با لژ مادر یا لژ بزرگ اسکاتلند ارتباط داشتند.

 

«لرد الگین» سال‌ها بالا‌ترین مقام لژ بزرگ اسکاتلند بود. او در دهه ۱۹۶۰ برای ملاقات با شاه به ایران سفر کرد، درست در‌‌ همان زمان که لژهای فراماسونری در ایران با آگاهی رژیم فعالیت‌های گسترده‌ای آغاز کرده بودند. شاه ایران که خود هیچ وقت عضو فراماسونری نبود، برخلاف پدرش رضا شاه، مخالفتی هم با فعالیت‌های لژهای فراماسونری نداشت. در گوشه‌ای از خاطرات لرد الگین از دیدارش با شاه ایران آمده است: «شاه ما را از میزش به طرف مبل‌هایی هدایت کرد که در کنار اتاق بود، او خیلی صمیمی بود، صحبت‌ها از فراماسونری در اسکاتلند شروع شد و به هیولای لاکنس، عجایب قوانین اسکاتلند، اسکی، ماهی‌گیری و قایقرانی کشید. اما او بعدا یک دور دیگر به سوالات مشخصی درباره فراماسونری برگشت.»

 

لرد الگین در دیدارش با جعفر شریف امامی، رییس وقت مجلس سنا و بالا‌ترین مقام فراماسونری در ایران، از شنیدن وسعت فراماسونری در ایران تعجب کرده بود. الگین می‌گوید: «او حرف تعجب‌برانگیزی زد. او فاش کرد که یک سوم اعضای مجلس سنا فراماسون هستند و به خواست او هم فراماسون شدند. گفت احساس می‌کند که تنها فراماسونری باعث گسترش افکار لیبرالیستی و غیرخودخواهانه در میان طبقه حاکم شده است.»

 

به گفته باقر هیئت، «در سال‌های ۱۹۵۰، سه گرند لژ در ایران لژهای قانونی ایجاد کردند، گرچه قبلا هم لژ وجود داشت، افراد ایرانی که در خارج ماسون شده بودند وقتی به کشور بازگشتند لژ تشکیل دادند. ولی لژ قانونی وقتی تشکیل می‌شود که یک گرند لژ شناخته شده از خارج آن لژ را در یک منطقه آزاد ایجاد کند. منطقه آزاد منطقه‌ای است که در آن فراماسونری قانونی وجود نداشته باشد. سه گرند لژ فرانسوی‌ها، آلمانی‌ها و اسکاتلندی‌ها در ایران لژ تشکیل دادند که یکی از آن‌ها لژ مولوی بود که در آن چهره‌های بسیاری چون محمدعلی فروغی، دکتر هوشنگ ظلی، شریف امامی و امام جمعه تهران عضویت داشتند. جعفر شریف امامی در لژ آلمان‌ها عضویت داشت که بعدا که این لژ‌ها با یکدیگر ادغام شدند، شریف امامی استاد اعظم شد. هویدا هم در لژی بود که فروغی عضویت داشت.»

 

جعفر شریف امامی لژهای مختلف در ایران را در یک لژ مادر بنام لژ بزرگ ایران ادغام کرد که طبق توضیح هیئت «وقتی که لژ بزرگ ایران به وجود آمد نزدیک به ۲ هزار فراماسون در لژ‌ها عضویت داشتند و پیش از انقلاب تعداد فراماسون‌ها به ۳۳۰۰ نفر رسید.»

 

جهانگیر بهروز در آخرین سال‌های سلطنت شاه در ایران روزنامه‌نگار بود و بسیاری از شخصیت‌های حکومتی را از نزدیک می‌شناخت. او می‌گوید تشکیلات فراماسونری در ایران دستاویز حکومت انگلیس قرار گرفت: «به نظر من در اساس فراماسونری یک نهضت مترقی بوده که مبارزه طبقه متوسط علیه استبدادهای سلطنتی را منعکس می‌کرده ولی بعدا مورد استفاده جاسوسی قرار گرفت. در حال حاضر شق دوم آن وجود دارد، هم اکنون فراماسونری اول تحت‌الشعاع قرار گرفته و زیاد قابل اطمینان نیست. تشکیلاتی که همه کار آن مخفی است و نوشته وسیع‌ترین تشکیلات مخفی دنیا است، مدرک به دست من و شما نمی‌دهد که چه می‌کردند و چه دستوراتی دادند.» هئیت اما این دیدگاه را غیرواقعی می‌داند: «اگر چنین چیزی حقیقت داشته باشد نمی‌شود گفت فقط دولت انگلیس از طریق فراماسونری در ایران اعمال نفوذ می‌کند، در این صورت باید معتقد باشیم که تمام ممالکی که همسطح انگلیس هستند و فراماسونی با این قدرت در آنجا مشغول است، آن‌ها هم مهره‌های انگلیس هستند.»

 

چنانکه در این مستند گفته شده، فراماسونری بزرگترین تشکیلات مخفی جهان، امروز در ایران حضور رسمی و فعال ندارد، فراماسون‌ها با انقلاب اسلامی در ایران یا فرار کردند یا به اتهام جاسوسی اعدام شدند.

نوشته شده در شنبه 4 شهريور 1391برچسب:,ساعت 18:0 توسط ابوالقاسم حیدری نژاد| |

 راههای مبارزه با شیطان پرستی :  ابزار دینی

 دفاع عارفانه از دین، بهترین و مهمترین عامل در مقابله با شیطان پرستی می‌باشد. پرداختن به پرسش‌های جدید جوانان بدون هیچ محدودیت و هیچ قضاوت تند و بی‌ضابطه، پذیرفتن این نكته كه دین در همه زمانها و مكانها و در میان همه اقشار می‌تواند حرف نو و جدیدی برای گفتن دارد، و ما باید هنر استخراج این یافته‌های نو را داشته باشیم.
آشنایی عالمان دینی، با مكاتب نوپدید و .......
آشنایی عالمان دینی، با مكاتب نوپدید و انحرافات آنها به منظور مقابله علمی و اصولی با آن مكاتب. عرفانهای دروغین خاور دور و هند كه در راه رسیدن به تكامل روحی، ریاضت جسمانی مثل «یوگا» را مهم می‌دانند، می‌تواند در اشاعه امور شیطانی بسیار مهم باشد، لذا مقابله علمی با آنان باید در برنامه های آموزش دینی جامعه گنجانده شود. در متون مقدس دینی نقل شده است كه حضرت صاحب الامر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرمودند: « طَلَبُ الْمَعارِفِ مِنْ غَیْر طَرِیقُنا اَهْلَ الْبَیْتِ مُساوِقٌ لِاِنْكارِنا ... طلب نمودن معارف غیر از راهی كه ما خانواده مشخص نموده‌ایم، شما را به سوی انكار ما سوق می‌دهد ...»
خداوند متعال هیچ وقت بندگانش را در مقابله با شیطان و فرزندانش و همچنین همكاران او در میان جوامع انسانی تنها نگذاشته و در مبارزه با ابلیس آنان را به امكانات، ابزار و توانائی‌هائی مجهز نموده است كه به این موضوع پرداخته می‌شود.
 تقوی الهی : « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ... اى كسانى كه ایمان آوردهاید از خدا پروا كنید...»*1# ذكر و یاد خدا: یکی از راههای مقابله با شیطان، اصرار بر عبادت و ذکر خداوند است. « فَاذْكُرُونِی أَذْكُرْكُمْ وَ اشْكُرُواْ لِی وَ لاَ تَكْفُرُونِ پس مرا یاد كنید [تا] شما را یاد كنم و شكرانهام را به جاى آرید و با من ناسپاسى نكنید.»*2
 نماز و صبر : « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاَةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ. ای كسانی كه ایمان دارید به وسیله صبر و نماز كمك بجویید.»*3
 توبه : « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا. اى كسانى كه ایمان آوردهاید به درگاه خدا توبهائى راستین كنید.»*4
 انجام عمل نیك : « إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ. بدرستی كه نیكی‌ها بدیها را از بین می‌برد.»*5
 جهاد : البته هم شامل جهاد اصغر و جنگ با دشمنان ظاهری و كفار و منافقین می گردد و هم مبارزه با نفس و دشمنان نامرئی و شیاطین می شود. قرآن مجید می‌فرماید: « وَ جَاهِدُواْ فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ. و در راهش جهاد كنید باشد كه رستگار شوید.»*6
 تفكر و تعقل : گروه‌هایی كه به دام شیطان افتاده‌اند همگی كسانی بودند كه از قوای ادراكی خویش و عقل خداداد خود استفاده نكرده‌اند. « لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ یَفْقَهُونَ بِهَا وَ لَهُمْ أَعْیُنٌ لاَّ یُبْصِرُونَ بِهَا وَ لَهُمْ آذَانٌ لاَّ یَسْمَعُونَ بِهَا. دلهایى دارند كه با آن [حقایق را] دریافت نمىكنند و چشمانى دارند كه با آنها نمىبینند و گوشهایى دارند كه با آنها نمىشنوند. »*7
 استعاذه و خود را از شر هواهای نفسانی و نواجس شیطانی در پناه خداوند متعال قرار دادن برای رسیدن به ایمنی از وسوسه‌های شیطانی.*8
 توسلات : كه چه كسی می‌تواند دستگیر انسان شود جز كسانی كه خداوند برای هدایت بشر و مبارزه با شیطان فرستاده است. در مكتب زنده و پویای شیعه علوی بهترین دستگیره و راه نجات كه می‌توان به آن توسل جست، حبل المتین الهی و ریسمان محكم ولایت و محبت رسول اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه اطهار(علیهم السلام) می‌باشد. قرآن مجید می‌فرماید: « وَ ابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ... وسیله‌ائی به سوی او(خداوند متعال) بجوئید...»*9
 انتظار ظهور موعود و چشم به راه برقراری حكومت حقّ. « أَیْن‌َ صَدْرُ الْخَلائِق‌ِ ذُوالْبِرِّ وَ التَّقْوی، أَیْن‌َ باب‌ُ اللّه‌ الَّذی‌ مِنه‌ُ یُؤْتی‌، أَیْن‌َ وَجْه‌ُ اللّه‌ِ الَّذی‌ اِلَیْه‌ِ یَتَوَجَّه‌ُ الاَوْلِیآء. »*10
پی‌نوشت:
*1- قرآن مجید، سوره مائده، آیه 35
*2- قرآن مجید، سوره بقره، آیه 152
*3- قرآن مجید، سوره بقره، آیه 153
*4- قرآن مجید، سوره تحریم، آیه 8
*5- قرآن مجید، سوره هود، آیه 114
*6- قرآن مجید، سوره مائده، آیه 35
*7- قرآن مجید، سوره اعراف، آیه 179
*8- قرآن مجید، سوره ناس
*9- قرآن مجید، سوره مائده، آیه 35
*10- مفاتیح الجنان، دعای ندبه
نوشته شده در شنبه 4 شهريور 1391برچسب:,ساعت 17:55 توسط ابوالقاسم حیدری نژاد| |

 هنوز زمان زیادی از عرضه بازی جنجال آفرین (بتلفیلد۳) نمی گذرد که اینبار شرکت (Bohemia inter active) دست به ساخت بازی دیگری زده و اینبار نیز شاهد ضد ایرانی بودن یک بازی دیگر خواهیم بود.قابل ذکر است چند ماه پیش نیز شرکت ubisoft بازی با نام (گوست رکون) “سرباز آینده” منتشر کرده بود که ضد ایرانی بودن آن به راحتی قابل درک بود.

 

این بازی همانند بتلفیلد۳ برای سه کنسول pc،ps3 و xbox360 به بازار عرضه شده و فروش بسیار خوبی در سراسر دنیا به خصوص انگلستان داشته است، و حدود ۳ هفته صدر جدول فروش هفتگی در انگلستان بوده.

هدف این بازی که از گرافیک و کیفیت بالایی برخوردار بوده، تخریب نام ایران و تروریست خواندن سپاه پاسداران و نیروهای سپاه قدس است.

اکنون می خواهیم بازی ضد ایرانی دیگری را به شما معرفی کنیم که هنوز سرو صدا هایش بلند نشده است.

این بازی از جمله بازی های قدرتمند اکشن به حساب می رود که گرافیک و گیم پلی بسیار زیبایی را دارا است، همانطور که از نام آن پیداست این قسمت، سری سوم مجموعه به حساب می رود.

گیم پلی آن چیزی شبیه به سری call of duty می باشد و تنها برای pc عرضه می شود.

هنوز اطلاعات کاملی از این بازی منتشر نشده به جز چند عکس و چند دقیقه ای تریلر به نمایش در آمده در نمایشگاه های e3 و gamescom که از بزرگترین نمایشگاه های بازی های کامپیوتری می باشند. نمایشگاه e3 هر ساله در آمریکا و نمایشگاه gamescom هر ساله در آلمان برگزار می شود. که وسعت e3 از gamescom بسیار بیشتر است.

 

نوشته شده در شنبه 4 شهريور 1391برچسب:,ساعت 17:53 توسط ابوالقاسم حیدری نژاد| |


Power By: LoxBlog.Com