اسلام ستیزی در غرب
از اینکه این وبلاگ را برای خواندن انخاب کردید متشکریم در ابتدا امیدوارم که حال شما خوب باشه امیدواریم که بتوانیم نهایت پاسخ خود را به این صهیونیست ها بدیم چون اونا قصد دارن اسلام رو نابود کنن پس لطفا اگه مشکلی در وبلاگ می بینین به من اطلاع بدین اگر هم شبه ای دارین می توانید به من در قسمت نظرات بگذارید و اگر هم انتقاد، پیشنهاد و نظری دارین میتونین به من در قسمت نظرات در میان بگذارید متشکرم لطفا پس از استفاده از مطلب نظر خود را اعلام کنید. منتظر نظرات و ایمیلهای شما عزیزان هستم با تشکر از همه شما سروران گرامی مدیر وبلاگ:ابوالقاسم حیدری نژاد در این کلیپ جدید استاد رائفی پور یکی از راههایی که منجر به بیشتر شدن ولایت پذیریمون نسبت به امام زمان عج را توضیح می دهند اگر دوست دارید اطلاعات بیشتری در مورد این فیلم جدید که بی شرمی رو در مورد نبی مکرم اسلام حضرت محمد ص به نهایت رسونده داشته باشید، به لینک زیر یک سری بزنید دختر کوچکی هر روز پیاده به مدرسه میرفت و بر میگشت. با اینکه آن روز صبح هوا زیاد خوب نبود و آسمان نیز ابری بود، دختر بچه طبق معمولِ همیشه، پیاده بسوی مدرسه راه افتاد. تا به حال نام يوم الهدم را شنيده ايد؟ يوم الهدم يعني روز ويران کردن ... تعداد بشاراتى كه از پيامبر اكرم ( ص) درباره حضرت مهدى (ع) وارد شده ، بيش از آن است كه در اين مختصر گنجانده شود، ما از ميان اين احاديث تنها به ذكر چهل حديثى كه حافظ ابونعيم اصفهانى (متوفى 430هـ ) در كتاب اربعين حديث فى المهدى ذكر المهدى و نعوته و حقيقة مخرجه جمع آورى كرده ، اكتفاء مى كنيم. مرکزی نیوز : چندی پیش بنگاه خبرپراکنی بی بی سی فارسی ویژه نامه ای در باب تحریم های جدید غرب علیه ایران منتشر کرد ، در این ویژه نامه خبرنگاران بی بی سی که همگی فارسی زبان و شوربختانه ایرانی نیز هستند گزارش ها و خبرهایی را تهیه و منتشر نمودند که نتیجه مستقیم و غیر مستقیم همه این گزارش ها و نوشته ها به این منتهی می شد که دیگر زمان برای ایران تمام شده وایران به یک قدمی سقوط نزدیک شده است . تاریخ ایرانی: تلویزیون فارسی بیبیسی، عصر روز چهارشنبه ۷ دی ماه، مستندی درباره «فراماسونها» پخش کرد که علاوه بر گزارشی از مقر فراماسونری انگلیس و به عبارتی کانون فراماسونری جهانی در ساختمانی در محله توریستی مرکز لندن، گفتوگوهایی نیز با اعضای ایرانی فراماسونری و محققان درباره بزرگترین تشکیلات مخفی جهان داشت. فراماسونها به گفته گزارشگر این مستند مدتی است سعی دارند مخفی کاری گذشته را کنار بگذارند و درهای مقر خود را به روی خبرنگاران و دوربینهای تلویزیونی باز کنند، ساختمانی که جان همل، از سخنگویان لژ بزرگ انگلیس و مورخ فراماسونری میگوید در این «معبد بزرگ» تقریبا هر دو هفته یک بار جلسات لژ بزرگ انگلستان برگزار میشود. اشکالی که در این ساختمان (ساخته شده در سال ۱۹۳۵) دیده میشود از چهار اصل بردباری، انصاف، احتیاط و اعتدال گرفته شده و در مراسمی که در آن برگزار میشود، اعضا به درجه استاد بنا ترقی مییابند، مراسمی که نمادی است از قصه معبد سلیمان در انجیل عهد عتیق. همل میگوید: «حدود ۳۵۰ سال پیش بنیانگذاران فراماسونری انجیل را منبعی برای انتخاب سمبلهای خود قرار دادند.» او میافزاید: «ستاره داوود در اینجا ارتباطی با مذهب یهود یا کلیمیان ندارد و تنها ارتباطی که وجود دارد اینست که کلیمیان هم میتوانند عضو فراماسونری باشند.» تک چشم هم اشاره به خدای یگانه است که همه چیز را زیر نظر دارد. همل میگوید: «شاید بهترین تعریف از فراماسونری این باشد که تشکیلاتی است که مردان خوب را بر میگزیند و از آنها شهروندان بهتری میسازد.» باقر هئیت، استاد اعظم فراماسونری، بالاترین مقام این تشکیلات در آمریکاست. او که نزدیک به ۵۰ سال پیش در تهران به فراماسونری پیوست از بنیانگذاران لژ ایران در تبعید است که پس از انقلاب در آمریکا تاسیس شد. هیئت میگوید: «شخص فراماسونر باید دارای کاراکتر و اخلاق نیک بوده و به خدای یگانه اعتقاد داشته باشد که در فراماسونری به آن معمار بزرگ جهان میگویند.» این استاد آئین و تشریفات فراماسونری میگوید: «گونیا و پرگار سمبل فراماسونری است. گونیا نشانه امور زمینی و پرگار چیزهای آسمانی است. دستکش سفید علامت بیگناهی و پاکی است. فراماسونری یک تشکیلات مردانه است، در آن نشانی از زنان نیست، تشکیل آن مربوط به زمانی است که زنان حقوق خاصی نداشتند.» بعضی از فراماسونها میگویند تشکیلاتشان به بنایان و سنگتراشانی برمیگردد که بعد از حریق بزرگ لندن در سال ۱۶۱۶ برای بازسازی شهر به کوشش دولت به لندن آمدند و هستههای اولیه صنف سنگتراشان و معماران را تشکیل دادند که بعدها تبدیل به فراماسونری یا به قولی بنایان آزاد شد. هیئت میگوید: «فراماسونری یک جامعه سری است، کلوپ و حزب و جمعیت نیست که در آن افراد نامنویسی کنند و وارد شوند، بلکه افراد خود را برمیگزیند و دنبال طبقه ممتاز جامعه میرود. ما در فراماسونری میگوییم اگر کسی لولهکش باشد ولی رهبر صنف خودش باشد، او فرد بارزی است، برای اینکه میتواند در جامعهاش تاثیر بگذارد.» فراماسونها میگویند پنج نفر از پادشاهان گذشته بریتانیا، ۱۰ نفر از روسایجمهوری آمریکا از جمله جرالد فورد، تعداد زیادی از رهبران کشورها از جمله وینستون چرچیل و عباس هویدا، بازیگران سینما از جمله جان وین و گلن فورد و بعضی از برجستهترین نوازندگان و آهنگسازان از جمله موتسارت، فراماسون بودند. امروز نزدیک به ۶۰ درصد از حدود شش میلیون فراماسونهای دنیا در آمریکا هستند، کشوری که فعالیت فراماسونها در آن علنیتر است. به گزارش تاریخ ایرانی، بیبیسی در این مستند نظر ماشاالله آجودانی، محقق برجسته تاریخ معاصر ایران و رییس کتابخانه مطالعات ایرانیان در لندن درباره فراماسونها را جویا شده که گفته است: «ایرانیان از همان ابتدای پیدایش افکار فراماسونری در اروپا به سوی آن جذب شدند. روشنفکران و مردمی که به خارج از کشور میآمدند فکر میکردند اگر اندیشه فراماسونها را به ایران منتقل کنند میتوانند تحولی در جامعه ایران به وجود بیاورند و به همین جهت نگاهی مثبت به فراماسونری داشتند. ادیبالممالک مثنوی مفصلی در ستایش فراماسونری سروده و سه چیز را در فراماسونری اهمیت میدهد که "دو آزادی و برابری است، سومی پایه برادری است."» تا هنگامی که ناصرالدین شاه فعالیتهای به سبک فراماسونری را در ایران رسما در سال ۱۲۷۸ منع کرد، این فعالیتها علنی بود. علت ممنوعیت فعالیت این مجامع هم در آن زمان همین ایدههای تجددخواهی بود. به گفته آجودانی، «کنی، روحانی مجتهد بزرگ عصر نامهای به شاه نوشت که این کلمه قبیحه آزادی که اینها میگویند اساس دین و دولت ما را بر باد میدهد. هم مخالف حکومت شما و هم مخالف اسلام است. شاه هم دلایل سیاسی داشت، گرچه از روحانیون هم حساب میبرد، اما فکر کرد عدهای صحبت از قانون میکنند، در مملکتی که قانون نبود و شاه هر کاری دلش میخواست میکرد، معلوم است که یک فرد مستبد نمیخواهد به قانون تن در دهد.» تنها در دوران محمدرضا شاه دوباره و این بار به طور رسمی لژهای مختلفی که وابسته به لژهای مادر بودند فعالیتهایشان را آغاز کردند و گسترش دادند. تاریخ فراماسونری در ایران را اسماعیل رائین در کتاب سه جلدیاش (فراموشخانه و فراماسونری در ایران) که در سالهای آخر حکومت شاه چاپ شد، به تفصیل شرح داده است، دورانی که فراماسونری با بالا گرفتن فساد در ایران تداعی میشود. چاپ این کتاب که با عکسها و اسناد نادرش از فراماسونهای ایران نام میبرد، به بحثهای زیادی دامن زد درباره اینکه چرا رژیم شاه که نشر کتاب را سخت در کنترل داشت، اجازه انتشار این کتاب را داد. کتابی که در آن رائین، فراماسونری را سرطان جامعه ایرانی میداند و فراماسونهایی را که اغلب در ایران در رأس حکومت بودند عوامل انگلیس، جاسوس، وطنفروش و خائن میخواند. رائین در کتاب خود از سعید نفیسی از بزرگان فرهنگی ایران نقل میکند که نوشته بود: «شاید هزاران هزار فراماسونهایی در اطراف و کناف جهان بودهاند که صادقانه با کمال خلوص و صفا به این دستگاه جاسوسی خدمت کردهاند و خود نمیدانستهاند که از کجا مامورند و به سود چه کسانی گام بر میدارند.» هئیت درباره کتاب فراموشخانه و فراماسونری در ایران میگوید: «این کتاب از نظر اسناد و اطلاعاتی که درباره ماسونی داده میشود بسیار مفید است، تنها ایرادی که من دارم اینست که این کتاب متاسفانه با دید خاصی نوشته شده، به ماسونی منفی نگاه کرده است. اگر به صورت بیطرفانه و محققانه نگاه میکرد و قضاوت را به دیگران وا میگذاشت بهتر بود. به این دلیل عقیده من اینست که هر کسی این کتابها را میخواند بایستی منابع دیگر به خصوص منابع خارجی را هم مطالعه کند.» سرنخ ارتباط سازمانی و تقریبا یکصد ساله فراماسونری با ایران را باید در شهر ادینبورگ جستجو کرد، شهری که محل استقرار لژ بزرگ اسکاتلند است؛ یکی از سازمانهای اولیه و مستقل فراماسونری که شعبات یا لژهای زیادی را در سراسر جهان و از جمله در ایران ایجاد کرده است. اعضای لژ بزرگ اسکاتلند که برای اکتشاف و توسعه میدانهای نفتی از طرف شرکت نفت ایران و انگلیس به جنوب ایران رفته بودند، بنیانگذاران اولین لژهایی بودند که رسما در ایران ایجاد شدند. لژهایی که با لژ مادر یا لژ بزرگ اسکاتلند ارتباط داشتند. «لرد الگین» سالها بالاترین مقام لژ بزرگ اسکاتلند بود. او در دهه ۱۹۶۰ برای ملاقات با شاه به ایران سفر کرد، درست در همان زمان که لژهای فراماسونری در ایران با آگاهی رژیم فعالیتهای گستردهای آغاز کرده بودند. شاه ایران که خود هیچ وقت عضو فراماسونری نبود، برخلاف پدرش رضا شاه، مخالفتی هم با فعالیتهای لژهای فراماسونری نداشت. در گوشهای از خاطرات لرد الگین از دیدارش با شاه ایران آمده است: «شاه ما را از میزش به طرف مبلهایی هدایت کرد که در کنار اتاق بود، او خیلی صمیمی بود، صحبتها از فراماسونری در اسکاتلند شروع شد و به هیولای لاکنس، عجایب قوانین اسکاتلند، اسکی، ماهیگیری و قایقرانی کشید. اما او بعدا یک دور دیگر به سوالات مشخصی درباره فراماسونری برگشت.» لرد الگین در دیدارش با جعفر شریف امامی، رییس وقت مجلس سنا و بالاترین مقام فراماسونری در ایران، از شنیدن وسعت فراماسونری در ایران تعجب کرده بود. الگین میگوید: «او حرف تعجببرانگیزی زد. او فاش کرد که یک سوم اعضای مجلس سنا فراماسون هستند و به خواست او هم فراماسون شدند. گفت احساس میکند که تنها فراماسونری باعث گسترش افکار لیبرالیستی و غیرخودخواهانه در میان طبقه حاکم شده است.» به گفته باقر هیئت، «در سالهای ۱۹۵۰، سه گرند لژ در ایران لژهای قانونی ایجاد کردند، گرچه قبلا هم لژ وجود داشت، افراد ایرانی که در خارج ماسون شده بودند وقتی به کشور بازگشتند لژ تشکیل دادند. ولی لژ قانونی وقتی تشکیل میشود که یک گرند لژ شناخته شده از خارج آن لژ را در یک منطقه آزاد ایجاد کند. منطقه آزاد منطقهای است که در آن فراماسونری قانونی وجود نداشته باشد. سه گرند لژ فرانسویها، آلمانیها و اسکاتلندیها در ایران لژ تشکیل دادند که یکی از آنها لژ مولوی بود که در آن چهرههای بسیاری چون محمدعلی فروغی، دکتر هوشنگ ظلی، شریف امامی و امام جمعه تهران عضویت داشتند. جعفر شریف امامی در لژ آلمانها عضویت داشت که بعدا که این لژها با یکدیگر ادغام شدند، شریف امامی استاد اعظم شد. هویدا هم در لژی بود که فروغی عضویت داشت.» جعفر شریف امامی لژهای مختلف در ایران را در یک لژ مادر بنام لژ بزرگ ایران ادغام کرد که طبق توضیح هیئت «وقتی که لژ بزرگ ایران به وجود آمد نزدیک به ۲ هزار فراماسون در لژها عضویت داشتند و پیش از انقلاب تعداد فراماسونها به ۳۳۰۰ نفر رسید.» جهانگیر بهروز در آخرین سالهای سلطنت شاه در ایران روزنامهنگار بود و بسیاری از شخصیتهای حکومتی را از نزدیک میشناخت. او میگوید تشکیلات فراماسونری در ایران دستاویز حکومت انگلیس قرار گرفت: «به نظر من در اساس فراماسونری یک نهضت مترقی بوده که مبارزه طبقه متوسط علیه استبدادهای سلطنتی را منعکس میکرده ولی بعدا مورد استفاده جاسوسی قرار گرفت. در حال حاضر شق دوم آن وجود دارد، هم اکنون فراماسونری اول تحتالشعاع قرار گرفته و زیاد قابل اطمینان نیست. تشکیلاتی که همه کار آن مخفی است و نوشته وسیعترین تشکیلات مخفی دنیا است، مدرک به دست من و شما نمیدهد که چه میکردند و چه دستوراتی دادند.» هئیت اما این دیدگاه را غیرواقعی میداند: «اگر چنین چیزی حقیقت داشته باشد نمیشود گفت فقط دولت انگلیس از طریق فراماسونری در ایران اعمال نفوذ میکند، در این صورت باید معتقد باشیم که تمام ممالکی که همسطح انگلیس هستند و فراماسونی با این قدرت در آنجا مشغول است، آنها هم مهرههای انگلیس هستند.» چنانکه در این مستند گفته شده، فراماسونری بزرگترین تشکیلات مخفی جهان، امروز در ایران حضور رسمی و فعال ندارد، فراماسونها با انقلاب اسلامی در ایران یا فرار کردند یا به اتهام جاسوسی اعدام شدند. راههای مبارزه با شیطان پرستی : ابزار دینی هنوز زمان زیادی از عرضه بازی جنجال آفرین (بتلفیلد۳) نمی گذرد که اینبار شرکت (Bohemia inter active) دست به ساخت بازی دیگری زده و اینبار نیز شاهد ضد ایرانی بودن یک بازی دیگر خواهیم بود.قابل ذکر است چند ماه پیش نیز شرکت ubisoft بازی با نام (گوست رکون) “سرباز آینده” منتشر کرده بود که ضد ایرانی بودن آن به راحتی قابل درک بود. این بازی همانند بتلفیلد۳ برای سه کنسول pc،ps3 و xbox360 به بازار عرضه شده و فروش بسیار خوبی در سراسر دنیا به خصوص انگلستان داشته است، و حدود ۳ هفته صدر جدول فروش هفتگی در انگلستان بوده. هدف این بازی که از گرافیک و کیفیت بالایی برخوردار بوده، تخریب نام ایران و تروریست خواندن سپاه پاسداران و نیروهای سپاه قدس است. اکنون می خواهیم بازی ضد ایرانی دیگری را به شما معرفی کنیم که هنوز سرو صدا هایش بلند نشده است. این بازی از جمله بازی های قدرتمند اکشن به حساب می رود که گرافیک و گیم پلی بسیار زیبایی را دارا است، همانطور که از نام آن پیداست این قسمت، سری سوم مجموعه به حساب می رود. گیم پلی آن چیزی شبیه به سری call of duty می باشد و تنها برای pc عرضه می شود. هنوز اطلاعات کاملی از این بازی منتشر نشده به جز چند عکس و چند دقیقه ای تریلر به نمایش در آمده در نمایشگاه های e3 و gamescom که از بزرگترین نمایشگاه های بازی های کامپیوتری می باشند. نمایشگاه e3 هر ساله در آمریکا و نمایشگاه gamescom هر ساله در آلمان برگزار می شود. که وسعت e3 از gamescom بسیار بیشتر است. 
این کلیپ را که به مدت حدودا دو دقیقه است، می توانید در لینک زیر مشاهده و دانلود نمایید
کلیپ «از حالا تمرین ولایت پذیری کنیم» استاد رائفی پور+پخش آنلاین و لینک دانلود
پاسخ به شبهات فیلمموهن درباره همسران پیامبر(ص)
بعد از ظهر که شد، هوا رو به وخامت گذاشت و طوفان و رعد و برق شدیدی درگرفت.
مادر کودک که نگران شده بود مبادا دخترش در راه بازگشت از طوفان بترسد یا اینکه رعد و برق بلایی بر سر او بیاورد، تصمیم گرفت که با اتومبیل بدنبال دخترش برود. با شنیدن صدای رعد و دیدن برقی که آسمان را مانند خنجری درید، با عجله سوار ماشینش شده و به طرف مدرسه دخترش حرکت کرد.
اواسط راه، ناگهان چشمش به دخترش افتاد که مثل همیشه پیاده به طرف منزل در حرکت بود، ولی با هر برقی که در آسمان زده میشد ، او میایستاد ، به آسمان نگاه میکرد و لبخند می زد و این کار با هر دفعه رعد و برق تکرار میشد.
زمانیکه مادر اتومبیل خود را به کنار دخترک رساند، شیشه پنجره را پایین کشید و از او پرسید: چکار میکنی؟ چرا همینطور بین راه می ایستی؟
دخترک پاسخ داد: من سعی میکنم صورتم قشنگ بنظر بیاید، چون خداوند دارد مرتب از من عکس میگیرد!
باشد که خداوند همواره حامی شما بوده و مطمئن باشید که هنگام رویارویی با طوفانهای زندگی کنارتان است.
هرچقدر هم از خدا و امام زمان دور باشیم مطمئن باشید اونها همیشه هوای ما رو دارند چون ذاتشون محبت و بخشش است
پس در طوفانها لبخند را فراموش نکن
در هشتم شوال سال 1344 هجري قمري پس از اشغال مکه ، وهابيان به سرکردگي عبدالعزيزبن سعود روي به مدينه آوردند و پس از محاصره و جنگ با مدافعان شهر، سرانجام آن را اشغال نموده ، مأمورين عثماني را بيرون کردند و به تخريب قبور ائمه بقيع و ديگر قبور هم چنين قبر ابراهيم فرزند پيامبر اکرم – صلي الله عليه و آله و سلم – قبور زنان آن حضرت ، قبر ام البنين مادر حضرت اباالفضل العباس – عليه السلام – و قبر عبدالله پدر پيامبر و اسماعيل فرزند امام صادق – عليه السلام – و بسياري قبور ديگرپرداختند. ضريح فولادي ائمه بقيع را که در اصفهان ساخته شده بود و روي قبور حضرات معصومين امام مجتبي ، امام سجاد ، امام باقر و امام صادق – عليهم السلام – قرار داشت را از جا در آورده ، بردند . اما اين اولين حمله آنان به مدينه نبود . آنان در سال 1221 هجري نيز يک بار ديگر به مدينه هجوم برده ، پس از يک سال و نيم محاصره توانسته بودند آن شهر را تصزف کنند و پس از تصرف اقدام به غارت اشياي گرانبهاي حرم پيامبر – صلي الله عليه و آله و سلم – و تخريب و غارت قبرستان بقيع
نمودند . طبق نقل تاريخي آن ها در اين حمله چهر صندوق مملو از جواهرات مرصع به الماس و ياقوت گرانبها و حدود يکصد قبضه شمشير با غلاف هاي مطلا به طلاي خالص و تزيين شده به الماس و ياقوت و ... به يغما بردند . و اين نيز نخستين حمله آنان به مقدسات اسلامي نبود . صلاح الدين مختار نويسنده و مورخ وهابي در کتاب "تاريخ امملکه العربيه السعوديه کما عرفت" بخشي از افتخارات وهابيت در حمله به کربلاي معلي را چينن شرح مي دهد : در سال 1216 اميرسعود در رأس نيروهاي بسياري از مردم نجد و حبوب و حجاز و تهامه و نواحي ديگر به قصد عراق حرکت نمود و در ماه ذي القعده به شهر کربلا رسيد و آن را محاصره کرد . سپاه مذکور باروي شهر را خراب کردند و به زور وارد شهر شدند . بيشترمردم را در کوچه و بازار و خانه ها به قتل رسانيدند و نزديک ظهر با اموال و غنائم فراوان از شهر خارج شدند ، سپس در محلي به نام ابيض گرد آمدند . خمس اموالرا خود سعود برداشت و بقيه را به هر پياده يک سهم و به هر سوار دو سهم قسمت کرد .(چون به نظر آنها جنگ با کفار بود) عثمان بن بشر از ديگر مورخان وهابي درباره حمله به كربلا چنين مي نويسد: "… گنبد روي قبر (يعني قبر امام حسين عليه السلام) را ويران ساختند و صندوق روي قبر را كه زمرد و ياقوت و جواهرات ديگر در آن نشانده بودند، برگرفتند و آنچه در شهر از مال و سلاح و لباس و فرش و طلا و نقره و قرآن هاي نفيس و جز آنها يافتند، غارت كردند و نزديك ظهر از شهر بيرون رفتند در حالي كه قريب به 2000 تن از اهالي كربلا را كشته بودند." جالب اين جاست كه مورخ مزبور نام كتاب خود را "عنوان المجد في تاريخ نجد" گذاشته و از اين وقايع به عنوان نشانههاي مجد و شكوه و عظكت وهابيت ياد كرده است!
اما اين فقط شيعيان و اماكن مقدسه آنها نبودند كه وهابيان آثار مجد و شكوه خود را در آن به نمايش گذاشتهاند، مكه مكرمه و طائف نيز از حملات آنان در امام نماند. "جميل صدقي زهاوي" در خصوص فتح طائف مي نويسد: "طفل شيرخواره را بر روي سينه مادرس سر بريدند، جمعي را كه مشغول فراگيري قرآن بودند كشتند، چون در خانهها كسي باقي نماند، به دكانها و مساجد رفتند و هر كس بود، حتي گروهي را كه در حال ركوع و سجود بودند، كشتند. كتابها را كه در ميان آنها تعدادي مصحف شريف و نسخههايي از صحيح بخاري و مسلم و ديگر كتب فقه و حديث بود، در كوچه و بازارافكندند و آنها را پيمال كردند." سرزدن اين قبيل امور از پيروان محمد بن عبدالوهاب شگفت نيست! تابعان كسي كه همه مسلمانان را كافر و مشرك مي دانست و مكه و مدينه را قبل از آنكه به دست وهابيان بيافتد، دارالحرب و دارالكفر!مي دانست. در كتاب "الدررالسنيه" مي خوانيم: "وي - محمد بن عبدالوهاب – از صلوات بر پيامبر صلي الله عليه و اله نهي ميكرد و از شنيدن آن ناراحت ميشد. صلوات فرستنده را اذيت ميكرد و به سختترين وجه مجازات مي نمود. حتي او دستور داد مرد نابيناي متديني را كه مؤذن بود و صوت خوشي داشت، چون به حرف او گوش نداده، بر پيامبر صلوات فرستاده بود، به قتل رسانند. بسياري از كتب مربوط به صلوات بر پيامبر صلي الله عليه و آله را به آتش كشيد و به هريك از پيروانش اجازه مي داد قرآن را مطابق فهم خود تفسير كند." محمد بن عبدالوهاب به نوبهي خود در اعتقادات پيرو"ابن تيميه حنبلي" است، كه در قرن هشتم هجري ميزيسته است، از ابن تيميه عقايد جالبي نقل شده است. از جمله اينكه اوخدا را جسم ميدانست! براي ذات مقدس خداوند دست و پا و چشم و زبان و دهان قائل بود! ابن بطوطه جهانگرد معروف در سفرنامهي حود مي گويد: "ابن تيميه را بر منبر مسجد جامع دمشق ديدم كه مردم را موعظه ميكرد و ميگفت: خداوند بهآسمان دنيا ميآيد، همان گونه كه من اكنون فرود ميآيم! سپس يك پله از منبر پائين ميآمد!"
عقايد او آنچنان سخيف و بيمقدار بود كه خود اهل سنت وي را به زندان افكندند و در رد او كتب متعددي را به رشته تحرير درآوردند.
اين قطرهاي كوچك از مرداب اعتقادات و عملكرد وهابيان در طول اين ساليان است. در طول اين دوران دانشمندان زيادي چه شيعه و چه سني به نقد عقايد وهابيت دست زدهاند و به شبهات گوناگون آنان پاسخ دادهاند. يكي از شبهات آنان مسألهي بناء بر قبور است. آنها ساختن بنا اعم از مسجد يا غير آن را بر قبر حرام ميدانند. در اين نوشتار سعي مي كنيم پاسخي مناسب به شبههي مذكور بدهيم. نخست آنكه: اين شبههي آنان را صريح آيهي 21 سوره كهف دفع مينمايد، كه در خصوص ماجراي اصحاب كهف از قول مومناني كه ميخواستند ياد اصحاب كهف را گرامي دارند مي فرمايد: لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِم مَّسْجِدًا (بي ترديد بر روي قبور آنان مسجدي بنا مي كنيم) دوم آنكه: هنگام ظهور اسلام و در دوران فتوحان اسلامي بناهايي بر قبور انبياء گذشته وجود داشت. از جمله ميتوان به قبر حضرت داوود و حضرت موسي در بيت المقدس اشاره نمود. جالب اينجاست كه خليفه دوم كه طبق نظر اين آقايان از صحابه است و معصوم، خود براي انعقاد پيمان صلح به بيت المقدس رفت و پس از تسلط بر آن شهر، اقدامي در راستاي از بين بردن اين قبور به عمل نياورد…
اما به راستي قومي كه در تاريخ نه چندان طولاني خود، چنان كه از زبان مورخين خودشان شنيديم قرآنها را در خيابانها لگد مال ساختند و در قتل عام پيروان علي عليه السلام و ساير خلفا فرقي نگذاشتند و مجد خود را در غارت و قتل جستجو مي كردند، شايستگي اين را دارند كه مخاطب يك استدلال قرآني و يا حتي تاريخي قرار گيرند؟!
ادامه مطلب
| Power By:
LoxBlog.Com |
